| بیانیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا در حمایت از مردم بحرین | Letter from the Union of Islamic Student Associations in Europe to Mr. Obama |
چند روزی است که از میدان لؤلؤ یا به عبارتی میدان شهدای منامه بوی جگرهای سوختهای میآید که نشان از داغ برادرانمان است. در کوچههای منامه صدای کوچههای مدینه طنینانداز شده و این بار به جای اینکه علی علیهالسلام را مظلومانه به مسجد ببرند، وحشی صفتانی که نام خود را «خادم الحرمین» گذاشتهاند، به زور حریم مسلمان میشکنند و راه بر اهل حرمش میبندند! هرچند که ترس و هراس نتواسته با صدای نفربرهای خشمگین و زوزه تفنگهای وهابیون اسلام ناچشیده، ذرهای به دل رادمردان منامه راه پیدا کند، اما خون برادران عزیز ما آبروی نداشتهشان را لگدمال کرده است.
برادران مظلوم ما مدتی است که اسیر سبوعیت تمام قامت جاهلیت مدرن حاکمان غرب شیفتهشان شدهاند و در آتش ظلم سگان دستآموز بیاصالتان کژاندیش میسوزند. برادرانمان در جای جای سرزمینهای اسلامی خون پاکشان فرش قرمز حاکمانی است که برای اثبات مسلمانی خود با سوزاندن دل پیامبر صل الله علیه و آله به موالیانشان تأسی جستهاند و قصه غصههای ایشان را برایمان تداعی میکنند، حاکمانی که به حکم هوای نفس سر در توبره و آخور سران شیطانصفت خود فروبردهاند و کر و کور دستور ایشان اطاعت میکنند.
و بازهم تاریخ در گذری تکراری گیر کرده است… و چیرهگی جهل یادآور دوران ظلمانی حکومت نامردمانی است که قرآن بر سر نیزه میزدند و به جرم دوستی اهل بیت پیامبر علیهم صلوةالله شکم زن باردار میدریدند و سر طفل به دنیا نامدهاش را بر نیزه میرقصاندند! تاریخ گواه روزگاران رقّتباری، بسیار بدتر و زشتتر از آنچه امروز در سرزمینهای اسلامی اتفاق میافتد، بودهاست و مظلومیت امروز مسلمانان در بحرین تازگی ندارد؛ گاهی در دهلاویه و حلبچه، زمانی در کابل، روزی در پاراچنار، موقعی در صبرا و حالا هم در منامه و بنغازی و مصراته و سرزمینهای اسلامی….
اما مسألهای که این مظلومیت تاریخی را پراهمیت میسازد، سکوت تاریخی سرد و بیمهر کسانی است که از سر عمد شیپورشان را از ته گرفتهگرفتهاند و فریاد آزادی و دموکراسیشان گوش خلق را کر کرده است!
آی… ای کسانی که سالیانی است خود را کدخدای دهکده جهانی میدانید و با شعارهای ضد و نقیض خود سعی بر فریفتن جوامع جهانی دارید، نه… اشتباه نشود! نخواهم پرسید کجایید و چه میکنید، چرا که حنای شما پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر در جوامع بشری رنگ باخته و آبرویتان برملاشده است! بلکه امروز فریاد خواهم زد: دیگر بس است! بس است این همه فریفتن و دغل! بس است این همه دورویی و دورنگی و بس است این همه دروغ و خذعبلی که شبانهروز از حلقوم رسانههایتان بر سر مظلومیت مظلومان عالم میکوبید!
این فریادی که امروز از اسکندریه و مصراته و منامه و القطیف و صنعا به گوش میرسد، صدای خمینی کبیر است که در حلقوم زمانه طنین افکنده و راحتیتان را به باد داده است. به خیال خامتان با کشتن برادرانمان این فریادها پایان خواهد یافت؟! اگر چنین میاندیشید، خیال باطلی در سر دارید و اگر راهبرد راهبرانتان اینچنین است بدانید که پیروزی از آن ما خواهد بود! چرا که این فریاد ادامه حرکت انبیاء در گذر زمان است، و خون سرخ برادرانمان، تداوم مظلومیت علی و اولادش، غصههای شهیده مظلومه مدینه، داغ جگرسوز رازهای پنهانی مولایمان با چاههای کوفه، تنهایی سردار بیسپاه و پیکر گلگون سید شهیدان کربلا علیهم صلوةالله است!
امروز ما نیز از ایران اسلامی و به عنوان گوشهای از امت بزرگ اسلام با برادران مظلوم خود همنواییم و حتی اگر لازم شود به مدد مظلومان خواهیم شتافت و با تیغ عریان به جنایات وحشیانهتان راپاسخ خواهیم داد، چرا که مولای آزادگان فرمود: اگر کسی شب را به صبح رساند و درد مسلمان برایش اهمیّتی نداشته باشد، مسلمان نیست.
الا ای رادمردان عالم! بدانید و آگاه باشید، دیری نخواهد پایید که واقعیتها رخ عیان خواهند کرد و تیرگیها در هم کوبیده خواهد شد. این همه محنتی که عالم اسلام را به خویش مبتلا ساخته همه آزمون صبر و استقامت امت اسلام است در مقابل اباطیل زمانه ظهور! و امتحان پایداری است در هنگامه یاری عدالتگستری که جهان بیصبرانه چشمانتظار قدوم بهاری اوست!
و در پایان به محضر مولایمان حضرت ربیعالانام، بهار دلها، عجل الله تعالی فرجه الشریف بالنصر والعافیة، عرضه میداریم: ای مولای آرزومندان و پناه عدالتخواهان! هرچند که از داغ ظلمی که بر برادرانمان در جای جای جهان اسلام روا میدارند، دلشکسته و بیملجاء و پناهیم، اما اگر دنیا برای فرش مقدم تو بهای جانمان را طلب میکند و دشنه به خون برادرانمان آخته است، بگو بشتابد که این ناقابل، کمبهاتر از آن است که هنگامه ظلمستیزیات را به تأخیر اندازد!
بار خدایا! «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا» که این نوای سالهای مدید امت اسلام است. باقیمانده از غیبت مولایمان را به خون برادران مظلوم ما ببخشای و هنگامه بهار طبیعت را با ظهور بهار دلها برایمان بهاری ساز! که سالهاست عالم بهاری به خویش ندیده است…!
هرچند که این ضعیفان را یارای فهم مقام حضرتش نیست و عقل از ظهور وی متحیّر خواهد ماند، اما به عظمت و بلندای ردایی که بر تن ایشان آراستهای و به بزرگی وعزتی که به ایشان بخشیدهای، ما را یارای مقابله با آزمونهای این زمانه عطا کن و در امتحان یاریاش مددمان ده، ای بخشاینده توانا!
هادی حسینی
